تبليغاتX
B i r a M a g h
این حال منه بی توست ! دلداده تر از مجنون ، شوریده تر از فرهاد ...!!!
بنام الله

دیوانه یعنی مردی بنشیند
و روزهایش را با دور تند بزند عقب ... عقب ... عقبتر ...
برسد به چشمان تو
و هی تکرارش کند با دور آرام
و هی در آن لحظه بماند
و هی در آن لحظه بمیرد ...
و نفهمد که همه فهمیده اند دیوانه شده ...
اینروزها روزگارم زرد است ب
ه حرمت پاییز دارم تحمل میکنم
راستی می دانستی !؟
دیوانگی ام تویی
که بخزم به کنجی و خیالت را ببافم به بلندی شال گردن زمستانی ام ؟
وتازه هرچقدر هم دور بشوی نمیتوانی هم خاطره گی ات را از من بگیری !
این بار هم دوری و دلتنگی و غم ، همگی به من رسید و تو عزیزتر شدی ...

یاحق .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 21:42  توسط BiraMagh  | 

بنام الله

کلافه ام می کند پت پت این فانوس ـ
خاموشش کن

که چشمم عادت کند به تاریکی

*****

اصلا نبودن بهتر از بودن نصفه و نیمه است ...

یاحق

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1390ساعت 17:51  توسط BiraMagh  | 

بنام الله

دلتنگم
نه برای هرکسی
برای هیچ کس ...

دلتنگم
برای آنکه هیچ کس نبود و

همه کسم شد ...

و من هنوز عاشقم...
آنقدر که می توانم
هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد
از اول تا آخر بی وفایی هایش را بشمارم ...
و دست آخر
همه را فراموش کنم...!!!

یاحق

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 16:55  توسط BiraMagh  |